زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست...

پشتم خالیه

مجبورم به ادامه دادن

ولی یادم‌نمیره چی سرم اومد و باهام چکارا کردن

این دفه رو اصلاااا یادم‌نمیره

نوشته شده در شنبه سی ام دی ۱۴۰۲ساعت 23:19 توسط من|



باز امروز ازون روزاست که حوصله هیچکسو ندارم

انگار هفته که به اخر میرسه نقاب رو صورتم سنگینی میکنه

کوفته میشم ازین همه محکم بودن

ندیده گرفتن

این همه برای من سخته

دیگه نمیکشم

هیچی هیچیه هیچی حالمو خوب نمیکنه

شدم یه آدم که پشتش به خودش گرمه

کسی رو نداره

دارم زووووور میزنم سرپا باشم

قیمت عجیبش اینه که دیگه واقعا نمیدونم باید چکار کنم

همه چی رو رها کنم

بیخیال باشم

بزنم تو روش که بفهمه

نمیدونم

فقط میدونم‌که دیگه

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۲ساعت 12:59 توسط من|



خرما خورده منع رطب....

میکنم

چونکه خوشم‌نمیاد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۲ساعت 0:52 توسط من|



دوست داشتم همین الان میبودی

زنگ میزدم بهت،برات ناز میکردم،یکم نازمو‌میکشیدی

حال روحی و روانیم و جسمیم بده🥲

هرکاری میکنم اون حس خوب نیست

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۲ساعت 15:50 توسط من|



ببین...

هیچکی واسه خودت باهات رفیق نمیشه

همه یا منتظرن شکستتو ببینن

یا یه نفعی ازت میبرن

یا ...

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۲ساعت 14:4 توسط من|



ای بی خبر

از حال بیمارم

رفتی و خود را

به که بسپارم.....

اونقد دلم‌میخواد صداتو بشنوم😔

نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی ۱۴۰۲ساعت 14:50 توسط من|



و من

‏اى كاش مى‌توانستم

‏اين دل خسته و غمگين را

‏دور از چشم همگان

‏انگار كه براى من نيست

‏كنار خيابانى رها كنم‌...

نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۴۰۲ساعت 10:32 توسط من|



از وقتی برگشتم بهترم

ولی

دلم همچنان تنگته

یهو وسطه شلوغیای روز یادم‌میاد ای وای ندارمت😔

نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی ۱۴۰۲ساعت 9:54 توسط من|



روزت مبارک مامانم

از دیروز اشک امون نمیده

دیروز برای اولین بار عکستو بوسیدم

نگات کردم

اینا حرف نیس

شعار نیس

مگه چند نفر بودی که حالا اینقد تنهام

دلم برات تنگه

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی ۱۴۰۲ساعت 10:50 توسط من|



دوست دارم بخوابم هفته دیگه بیدار شم

این هفته رو دوست ندارم

چون تو نیستی😔

نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۴۰۲ساعت 13:59 توسط من|



دلتنگتم....

نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۴۰۲ساعت 0:1 توسط من|



من برگشتم ولی....

کاش منم مثل بقیه بیخیال باشم و بگم خودشون میتونن

ولی ازت گله دارما

خوبه باهات قهر کنم

چرا رفتی آخه

نوشته شده در چهارشنبه ششم دی ۱۴۰۲ساعت 23:13 توسط من|




مطالب پيشين
» ...
» وصیت
» .
» .
» 
» 
» 
» 
» تجربه
» 
Design By : ParsSkin.Com