زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست...
جدیدا پریا دلش برات تنگ میشه و نمک میپاشه رو زخم من میگه دلم برای مامان جون تنگ شده اون شب توی اون شلوغی و بازی و هیاهو اومد پیشم با بغض گفت دلم برای مامان جون تنگ شده،اون دیگه برنمیگرده دلت اومد این بچه رو اینجوری غمگین کنی....😔 جات بعضی وقتا بعضی جاها خیلی خالیه جوری که دلم طاقت نمیاره😔 اونشب یهو گوشیم زنگ خورد چقد دوست داشتم تو باشی ولی حیف... میدونستی اگه الان بودی من اینقد تنها نبودم شاید میتونستم قوی تر باشم محکم تر باشم یا تصمیم بهتری بگیرم ولی الان فقط باید له شم توکه بودی کسی جرات نمیکرد بهم چپ نگا کنه مامان نمیشه بیام پیشت😔![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |
