زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست...
جدیدا پریا دلش برات تنگ میشه و نمک میپاشه رو زخم من میگه دلم برای مامان جون تنگ شده اون شب توی اون شلوغی و بازی و هیاهو اومد پیشم با بغض گفت دلم برای مامان جون تنگ شده،اون دیگه برنمیگرده دلت اومد این بچه رو اینجوری غمگین کنی....😔
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۲ساعت
16:6 توسط من|
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |
