زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست...

یه‌چیزی توی زندگیم هیچ‌وقت کافی نبوده و نیست، خودمم نمیدونم چیه اما هرچی که باشه اینکه نیست بودنه بقیه چیزا رو هم کمرنگ میکنه واسم. هرجا میرم هرکاری میکنم تو ارتباطم با آدما خوش میگذره اما کوتاهه زود یادم میره و برمیگردم ب حالته اولم که یه‌جای کارم میلنگه و کلافه میشم، چون یه‌چیزی کمه و من هنوزم تا نباشه نمیدونم چیه باید دنباله چی بگردم و این مغزمو میخوره هرشب .️

نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر ۱۴۰۳ساعت 22:34 توسط من|



یادمه بچه بودم هرچیز جدیدی میخریدم کلی ذوق میکردم از داشتنش و روزی صدبار نگاش میکردم

اگه لباس بود میپوشیدمش برا هرکی اومد خونمون

اگه لوازم تحریر بود مراقبت میکردم زود تموم نشه

چندبار اومدم بنویسم گفتم ولش ناشکری نکنم

ولی ذوقی نیست دیگه....

بعد این همه سال زندگی یه چیزی رو تجربه کردم که خیلی بد بود

اونم شراکته

شریک شدن بدتر چیزه بنظرم

اصلا نباید با کسی شریک شد

اصلا من موندم وقتی یه بار میتونی زندگی کنی چرا باید با کسی شریک بشی

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۳ساعت 13:34 توسط من|



یه حرفی هست همیشه داییم‌میگه به ترکی، میگه ای مادرجان کاش نزاییده بودی

حالا‌گاهی به شوخی میگه

ولی من جدی میگم

ای مادرجان کاش نزاییده بودی

این دنیا که همش شد حسرت،پس کی خوشیش نصیب ما میشه

البته که دیگه خوشیش هم نصیب بشه،ذوقش نیست...

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر ۱۴۰۳ساعت 22:58 توسط من|



در لباس آبی از من بیشتر دل می بری

آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه دهم مهر ۱۴۰۳ساعت 22:44 توسط من|



دیشب خوابتو دیدم

مثل همیشه که توی خیابون یا هرجا دنبالت میگردم

تو خواب دیدمت و تعجب کردم بلاخره پیدات کردم

چه شوقی داشتم

چقد چهره ت زیبا بود

میترسیدم‌چشم ازت بردارم‌گمت کنم

این روزا و روزایی که خیلی شلوغم یا یه اتفاقی جدید داره برام‌میفته خیلی خیلی جای خالیت احساس میشه

خیلی دلم‌تنگ‌میشه

خیلی نبودنت اذیتم‌میکنه

کاااااش نمیرفتی😔🥲

نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر ۱۴۰۳ساعت 11:12 توسط من|



چقد جالبن مردم

چقد سوال میپرسن و تهش متوجه میشی چقد فضولن

یا من کنجکاو نیستم یا اونا فضولن

عروس کجا رفته بود

ارایشگاه چی شد

عکاس کی بود

تالار کجا بود

لباستو ببینم

چقد کادو میدی

.....

وااااااااای

خسته کننده میشینا گاهی

جالب اینجاس چرا مارو دعوت نکردین؟؟؟!!! چرا داره؟!

نخاستیم😒

خلاصه گاهی تو کار مردم‌میمونی

اینجور مواقع میشناسی بقیه رو

البته خیلی ها دورو بر من این مدلی ان

ولی من سوال برام‌پیش نمیاد ازشون بپرسم😅

گاهی

با یه به توچه یا به من چه

خودتو رها کن بابا

اون کجا رفته و چی پوشیده و چه شکلی شده به توچه

امان از مردم بیکار


میدونم حرف پشتم زیاد شد بخاطر اون شب

ولی به بقیه چه😏

نوشته شده در دوشنبه دوم مهر ۱۴۰۳ساعت 23:36 توسط من|




مطالب پيشين
» 
» 
» 
» 
» تجربه
» 
» 
» زندگی کن
» 
» 
Design By : ParsSkin.Com