زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست...
دیشب چقد دلممیخواست گوشیم زنگ بخوره و تو باشی اصلا عجیب چشمم به گوشی بود زنگ بزنی خبر بگیری گیر بدی غر بزنی دلمتنگته صداته دارم گریه هامو میکنم پیش بقیه گریه نکنم غصه بخورن دارم خودمو اماده میکنم روز اول عید محکم باشم و بتونم برم خونتون
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۲ساعت
12:42 توسط من|
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |
