زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست...

این روزا درگیر زندگی ام

درگیر اینکه راهمو پیدا کنم

میخوام بشم یه زهره ی با عرضه

همونی که میخواستی

اگه ازت نمیگم فک نکنی فراموش شدی نه،تو فراموش نمیشی

من تورو توی قلبم دارم،این حرفیه که از روزی که رفتی به همه گفتم

دلم برات تنگ شده

اگه بودی ذوقامو بهت میگفتم

ای کاااااش نمیرفتی

بهت فک‌نمیکنم چون نمیخوام ناراحت شم

ولی نبودت حس میشه درد داره آه داره

کاش بودی کاش

کمکم کن تلاشمو بکنم

امشب یه شاپرک کوچولو تو مغازه بود با خودم گفتم حتما تویی اومدی پیشم

دلم برات تنگ شده بیا به خوابم❤

من هرچقدرم بخندم ته تهش دلم خیلی تنگه😔

نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد ۱۴۰۳ساعت 1:4 توسط من|




مطالب پيشين
» ...
» وصیت
» .
» .
» 
» 
» 
» 
» تجربه
» 
Design By : ParsSkin.Com